بیست و دوم ِ آبانه.. بیست و دو همیشه برایِ من عددِ مقدسی بوده و هست.. شاید یه حرکت.. شاید یه شروع.. نمیدونم.. امشب دارم میرم شهرِ دانشگاهی.. و قراره زندگیِ جدیدم ُ بی یار شروع کنم.. قراره دیگه یک کلمه هم راجع بهش حرف نزنم.. پیشِ مشاور نرم.. بهش فکر نکنم.. قراره زندگی ـم ُ وقف ِ درس َـم کنم.. و امیدوار باشم به چیزایی که میخوام برسم.. حتی بی اون!
- خدایا کمک نکردی بمونه.. کمک کن زندگی کنم.
برچسب: نویسنده: بهنام رستمی تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 0:36
برچسب: نویسنده: بهنام رستمی تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 0:36
برچسب: نویسنده: بهنام رستمی تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 0:36
برچسب: نویسنده: بهنام رستمی تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 0:36
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب: نویسنده: بهنام رستمی تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 0:36
برچسب: نویسنده: بهنام رستمی تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 0:36
برچسب: نویسنده: بهنام رستمی تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 0:36
برچسب: نویسنده: بهنام رستمی تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 0:36
اِی دو چشـمِ مسـتِ شهلا
که تو را
دیده ـاَم هر روز و هر شب
همه جا
بعد از این نازِ تو دیگر
نَکِشَم
می ـکنم خود را زِ دامِ
تو رها...
- گوش کردن به ویگن... دیوونه کننده َـست...
- باید اعتراف کنم این ـجا رو یادم رفته بود... اما باید ادامه داد
برچسب: نویسنده: بهنام رستمی تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 0:36